52. بهترين ياران انى لااعللا اهل بيت ابر و لا اوصل من اخيرا. ( تاريخ طبرى, ج 7,ص 322 ) . در شب عاشورا فرمود: من اصحاب و يارانى بهتراز ياران خود نديده ام و اهل بيت و خاندانـى بهتر و با وفاتـر از اهل بيت خـود سراغ ندارم, خـداونـدبه همه شما جزاى خير دهاد.
53. آزمودگان استوار امام(ع) و الليستانسـون بالمنيه دونـى استيناامه. ( مقتل مقرم , ص 262 ) . درباره اصحاب خود فرمود: به خدا قسـم آنان را آزمودم , دلاور و استوارشان ديدم, به كشته شدن در ركاب من چنـان مشتـاق انـد كه طفل شيـرخـوار به پستـان مـادرش.!
54. بهترين سخن تسلى بخش ان اهل الارض يموتون و اهل السماء لايبقون و ان كل شىءبقـدرته و يبعث الخلق فيعودون و هـومقتل خوارزمى, ج 1, ص 327 ) . در مقام تسلى به خواهر بزرگوارش فرمود: اهل زميـن مى ميرند واهل آسمان باقـى نمـى مانند و همه چيز رو به فناست, جز ذات پروردگارى كه زميـن را به قدرتـش آفريده, و خلق را برانگيزاند وهمه به
سوى او باز مى گردند, و او تنها يگانه است.
55. شكيبايى, پل پيروزى صبرا يبكـم عن البـوس و الضرالدائمه. ( بلاغه الحسين,ص 190 ) . به اصحـاب رزمنـده خـود در روز عاشـورا فـرمـود: اى بزرگ زادگان صبر و شكيبايى ورزيد كه مرگ چيزى جز يك پل نيست كه شما را از سختـى و رنج عبـور داده و به بهشت پهنـاور و نعمتهاى هميشگـى آن مـى رسـانــد.
56. فرجام دنيا عباد الله اتقوا الله و كونوا من الدنيا على حذر فان الدنيا لو بقيت على احد او بقـى عليها لكانت الانبياء احق
بالبقاء و اولـى بالرضا و ارضـى بالقضاء غير ان الله خلق الـدنيا للفناء فجـديـدها بال و نعيمها مضمحل و قلعه.فتزودوا فان خيرتفلحـون. ( مقتل خوارزمى , ج 1, ص 253 ) . بنـدگان خدا! از خـدا بترسيد و از دنيا بر حذر باشيـد كه اگربنا بـود همه دنيا به يك نفر داده شـود و يا يك فـرد بـراى هميشه در دنيا بمانـد, پيامبران براى بقا سزوارتر بـودند و جلب خشنـودى آنان
بهتر و چنيـن حكمـى خـوش آيندتـر بـود, ولـى هـرگز ! زيـرا خـداوند دنيا را بـراى فانـى شــدن خلـق نمــوده كه تازه هايش كهنه و نعمتهايـش زايل خواهد شد و سرور و شادىاش به غم و اندوه مبدل خواهـد گرديـد, منزلـى پست و خانه اى مـوقت است, پـس بـراى آخـرت خـود تـوشه اى برگيريد. و بهتريـن تـوشه آخرت تقـواست,
57.از لااعطيهم بيالعبيد ( انساب الاشراف, ج3 ، ص 188 ). نه به خـدا سـوگنـد, نه دست ذلت در دست آنان مـى گذارم و نه ماننـد بـردگان از صحنه جنگ در برابرشان فرار مى كنم.
58. آثار غذاى حرام ويلكم ما عليكم ان تنصـوا الى فتسمعوا قولى و انما ادعوكم الى سبيل الرشاد فمن اطاعنى كان من المرشدين و من عصانى كان مـن المهلكين و كلكمعطيـاتكقلوبكم. ( سخنان حسيـن بـن علـى از مدينكربلا, ص 232 ) . در
روز عاشورا خطاب به سپاه ظلم فرمود : واى بر شما چرا ساكت نمى شـويد, تا گفتارم را بشنويد؟ همانا مـن شما را به راه هدايت و رستگارى فرا مى خوانـم, هر كس از مـن پيروى كند سعادتمند است و هر كـس نافرمانى ام كند از هلاك شدگان است, شما همگى نافرمانى ام مى كنيد و به سخنـم گوش نمى دهيد, آرى در اثر هداياى حرامى كه به شما رسيده و در اثر غذاهاى حرامـى كه شكمهايتان از آنها انباشته شده, خـداوند اين چنيـن بر دلهاى شما مهر زده است.
59. هيهات كه زير بار ذلت روم الا ان الدعى بن الدعى قد ركز بين اثنتين بين السله والذله و هيهات منا الذله يابى الله لنا ذلك و رو اءنـوالكـرام. ( سخنان حسين بن علي از مدينکربلا, ص 236 ) . آگاه باشيـد كه فرومايه, فرزند فرومايه , مرا در بين دو راهـى شمشير و ذلت قـرار داده است و هيهات كه ما زير بار ذلت بـرويـم , زيـرا خـدا و پيامبـرش و مـومنان از ايـن كه ما ذلت را بپذيـريـم دريغ دارنـد, دامنهاى پـاك مـادران و مغزهاى با غيرت و نفوس با شرافت پدران , روا نمى دارند كه اطاعت افراد لئيـم و پست را بـر قتلگـاه كـريمـان و نيك منشـان مقـدم بـداريـم.
60. خشـم الهى بـر يهود, مجـوس و دشمـن اهل بيت (ع) اشتـد غـضـب الله علـى اليهود اذجعلـوا له ولدا و اشتد غضبه على النصارى اذ جعلوه ثالث الشمـس والقماتفقت كلمتهم علـى قتل نبيهم . ( لهوف, ص 44 ) . خشم خداوند بر يهود آن گاه شدت گرفت كه براى او فرزندى قرار دادند, و خشمش برنصارى وقتـى شدت يافت كه براى او قائل به خـدايان سه گانه شدند, و غضبـش بر مجـوس آن گاه سخت شـد كه به جاى او آفتاب و ماه را پرستيدند, و خشمـش بر قـوم ديگرى آنگاه شـدت يافت كه بر كشتـن پسـر دختـر پيامبـرشان هماهنگ گـرديـدنـد.